نجم الدين ابو الرجاء قمى

132

تاريخ الوزراء ( فارسى )

در آتش يابد . مؤيد الدين محمد بن ابى الهيجاء فاضل و دبير و عالم و طراز جامهء روزگار بود . مقاطر اقلام او معدن در ثمين بودى . از شمايل او آثار نجابت و معامله‌شناسى لائح بود . در نيابت وزير قطب ثابت آمد . در ميان اهل ديوان ، انگشتى بود در ميان خاكستر . او را معزول كردند ، و نيابت به مخلص الدين ساوى دادند . جاهلى و ناجنسى كالبدى بىروح را مقاصد و اغراض به حصول پيوست ، و ( 115 پ ) عوايد و فوايد روزگار در حق او متوالى شد . و عالمى فاضل خائبا خاسرا با زاويه رفت ، مقاصد او بىمقصود آمد . نهاد چنين است ، عقاب مردم‌خوار ، رود به آب نيلوفر ( ؟ ) مخلص الدين در اول قطان بود ، مراكب او را چون برنشستندى بانك داشتندى . زين او لوح بود و تازيانه محلاج . چون عصاى موسى ، عليه السلام ، چونى بود كه مار و اژدها شد . دولت ، چون مگس خود را در همه جاى اندازد . اما فاخته تحت الحنك برافگندند ، چون زاغ سيه‌پوش باشد . بسيار شكل آن است كه اهل صنعت و هنر از آن چون قلم ، زنار بر ميان بندد . مؤيد الدين محمد بن ابى الهيجاء انقباض و انزوا ، غنيمت دانست . به عزل خرم‌تر از آن بود كه به عمل . چون صراحى بود كه آنگاه طرب نمايد كه شراب از آن بيرون آرند ، نه آن وقت كه شراب در آن كنند . اهل فضل و علم در عمل و عزل عزيز باشند ، همچون سرو كه در تابستان و زمستان ( 116 ر ) سبز باشد ، سرما را در آن تأثيرى نبود . چون نرگس‌اند كه بىسر ، كلاه زرين دارد . اما اهل معنى به اندك مايه حيف ، رنجور خاطر شوند . همچون زر باشند كه چون آتش بيند بگدازد ، و خسيسان چون آهن باشند كه در آتش سرخ شود ، و نگدازد . سعد الدين عارض به مازندران مقيم بود ، به رعايت ملك